بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي
323
التوسل إلى الترسل ( فارسى )
مكتوب تاريخى كه در آخر نسخهء پاريس علاوه است « 1 » اين رساله در حبس شادياخ در بند انشا كرده آمد لعمرك ان العمر اكثره فنى * و يهدم بنيان « 2 » الزمان و لا ينى و حملنى الأيام ما لا اطيقه * فجسمى مهزول و قدى منحنى « 3 » تبدد شملى بالفراق و انما * زمان « 4 » بتفريق الأحبة قد بنى
--> ( 1 ) بطوريكه از تاريخ جهانگشا مستفاد مىشود در سال 581 طغانشاه پسر مؤيد آى آبه كه بر نيشابور استيلا داشت وفات يافت و پسرش سنجر شاه را بجاى او نشانيدند و اتابك اين پسر كه نامش منگلى بيك ( و بنا بمندرجات اين رساله منگلى تكين يا منگلى تكز ) بود زمام كار ملك را در دست گرفت و بمردم ظلم و تعدى بسيار كرد . در سال 582 علاء الدين تكش لشكر بخراسان كشيد و شادياخ را دو ماه محاصره كرد ولى بفتح آن موفق نشد و پس از صلح گونهء بخوارزم بازگشت ، و براى تكميل صلح حاجب بزرك خود شهاب الدين مسعود و خوانسالار خود سيف الدين مردانشير را با بهاء الدين محمد بغدادى كاتب بشادياخ نزد منگلى بيك فرستاد ، و وى آنها را مقيد كرد و نزد سلطانشاه برادر علاء الدين كه با برادر مخاصمت داشت فرستاد . علاء الدين تكش در سال بعد 583 مجددا لشكر بجانب نيشابور كشيد و در اين نوبت شادياخ را فتح كرد و منگلى بيك را بقتل رسانيد و پسر خود ناصر الدين ملكشاه را ولايت آن شهر داد . اما محمد بغدادى و همراهانش همچنان در نزد سلطانشاه گرفتار بودند تا سال 585 كه بين علاء الدين و سلطانشاه صلح شد و سلطانشاه آنها را بنزد علاء الدين فرستاد . بنابراين مدت گرفتارى محمد بغدادى قريب سه سال بوده و اين نامه را در اوقات گرفتارى ( و ظاهرا بعد از مقتول شدن منگلى بيك ) نوشته است . ( 2 ) ظ ، بنيانى . ( 3 ) ظ ، منحن . ( 4 ) ظ ، الزمان .